عــــــاطفه


آهاى تویى که قراره یه روز جای منو بگیری!!!
یادت باشه :
عاشق رياسته !!!!
حرفاي عاشقانه خیلی دوست داره ...
هی بهش نگو این کارو کن ؛اون کارو کن, عصبی میشه ....
آرومتر و صبورتر از اون نمی تونی پیدا کنی ....
عاشق بارونه ...
وقتی مریضه هواشو خیلی داشته باش ...
چیزی را تكرار نكن بدش میاد ....
وجودش آرامش کامله ....
خسته که باشه صداش دیوونت میكنه یا وقتی از خواب پا میشه ....
به هيچ وجه بي خبرش نذار نگرانش نكن یادت باشه که...
اون همه چیزِ منه ... حق ندارى اذیتش کنی ...!!!
آهاى تویى که قراره یه روز جای منو بگیری
یادت باشه
يه روزي بغلش جاي من بوده
يه روزي دستاش تو دست من بوده
هواشو خيلي داشته باش
اون ه
رلحظه توي يادمنه :(

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 23:3 توسط khashi|

یادش بخیر!اولین مطلب این وب واسه تولدت بود!کادویی که به نظر خودت خیلی خیلی خیلی ازش خوشت اومد!حیف...!:(

 

تولدت مبارک

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 19:46 توسط khashi|


همیشه که صبر کردن , بخشیدن , ماندن و تحمل کردن

به این معنا نیست که همه چیز درست می شود ...


لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری ,

باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید

ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ

وقتی میمانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...


ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...



نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 20:19 توسط khashi|

عشق تو شوخي زيبايي بود که خداوند با قلب من کرد !

زيبا بود امّا شوخي بود !
حالا .... . . تو بي تقصيري !
خداي تو هم بي تقصير است !
من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم . . . !

تمام اين تنهايي تاوان « جدّي گرفتن آن شوخي » است

نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1392ساعت 23:47 توسط khashi|

دلم انقد پره که نمی تونم حرفامو بزنمشون!یعنی اگه بگم خیلی بهت بر می خوره!ولی طبق قولی که ب خودم دادم نمی خوام عصبی بشم نمی خوام جوابتو بدم نمی خوام بزنم همه چیو خراب کنم نمی خوام....!ولی اینو بدون اگه من هیچ کدوم ازین کارهارو نکردم دلیل بر بلد نبودن یا ترسیدن از تو نبوده!دلیل سکوتم احترام عشقم بود همین!نمی خواستم دلتو بشکونم با وجود اینکه خیلی می تونستم این کارو بکنم!

بدون که هر اتفاقی واست بیفته مقصر خودتی!مقصر خودخواهیته مقصر غرورته!امیدوارم یه نفر پیدا ننننشه که بخواد همه اینارو بشکنه!چون اونموقع دیگه هیجی نداری

عاطفه هیچ وقت هیچ وقت نمی بخشمت!بدون یروزی یاد من میفتی!یروزی که دیگه همه چی دیر شده!

دلم واسه خودم می سوزه که با اینهمه بی محلی و بی تربیتیت بازم بهت احساس دارم


نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1392ساعت 11:10 توسط khashi|

 گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 12:7 توسط khashi|

راحت دل میشکنی...

آتیش میزنی...میسوزونی...خاکستر که شد...ازش میگذری...

به همین راحتی...

اما یادت باشه:

 قبل از اینکه وارد زندگیش بشی;خیلی راحت داشت زندگیشو میکرد...

"تــــــو" باعت دلواپسی هاش شدی...

"تــــــو" دلیل گریه های شبانش شدی..."تــــــو"...

کاش یاد بگیری "شکستن دل آدما " بزرگترین گناهه...

وقتی به یه نفر گفتی"دوستت دارم"...از اون به بعد مسئولی...

مسئولیت حرفاتو به عهده بگیر...

مسئولی در برابر "احساس" طرف مقابلت...

آره اینجوریاس...

حواست باشه...

زمین گرده...

اگه با احساس کسی بازی کنی...

تـــاوانشو شاید خودت پس ندی...

ولی شک نکن بچه ات پس میده...

آهــــــــــــای آدمــــا...

هر انسان فقط یک بار حق زندگی کردن داره...

زندگیشو ازش نگیرین...

و دیگر هیچ..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 0:34 توسط khashi|

میدانستم رویا بود...
من و تو؟!
بعید بود ان همه خوشبختی..
حتی در تصور خداهم نبود..
حق داشت ک براورده نکرد..
دعاهای من گناه بودن..

نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 23:16 توسط khashi|

این روزا دلم فقط ارامش می خواد!!!همین!که البته ندارمش




چـقــــدر ســـختــــه منـــطقـــــي فــكر كنــــي



وقتــــي ...



احــســـاســـاتـــت داره خـــفــت ميـــكنـــه.....

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1392ساعت 16:59 توسط khashi|

دلـــــم براے تــو کــه نه
ولـ ــے َبرای روزهــا ی باهمـــ بودنمـان تَنـگـــ شده
براے تــو که نه 
ولے برای "مواظِـ ـب خودت باش" شنیدن تَنـگــ شده
براے تـــو که نه 
ولے برای نگاهـ ـے که تا پیچ سَرکوچه تعقیبم میکرد تَنـگــ شده
براے تـــو که نه 
ولے برای دلے که نگرانم میشد تَنـگــ شده
راستش ! براے اینها که نه 
برای خودت دلَم خیــلے تَنـگــ شده

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1392ساعت 16:56 توسط khashi|


دلـم تنـگ همـان کسی است کـه دیگر حتـی جـواب سلامـم را نمیـدهــد…


دلـم تنـگ همـان کسی است کـه وقتی ازکنـارش میگـذرم دیـگر بـه من نگـاهی
نمیـکند….


دلـم تنـگ است…


تنـگ….


نمیدانم دیـگر چـطوربـاید میـبودم که نبودم……!
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1392ساعت 9:25 توسط khashi|

گاهی خوب است آدم بداند وقتش رسیده "دست بکشد"

"رها کند"

که جنگیدن بس است ، ابله ماندن بس است

گاهی باید بگذاری سرنوشت بیاید ، روزگار خودی نشان بدهد

همه چی دست به دست هم دهد تا اوضاع رقم بخورد....

و

تو

ساکت و سرد

تنها ورق بخوری!!

نوشته شده در شنبه هفتم دی 1392ساعت 20:15 توسط khashi|

روز اولی که دیدمتو دلم خواستت فقط دنبال یه چیز بودم!اونم ارامش بود!ارامشی که هیچ وقت تو زندگیم نداشتم و توی چشمای تو می دیدم!دوست داشتم باشی تا هر وقت باهاتم ارامش داشته باشم!دوست داشتم باشی که هر وقت از این همه مشکل خسته شدم باتو احساس ارامش داشته باشم!!در واقع می خواستم یه زندگی جدای این زندگیم بسازم!!!ولی نشد

البته خدارو شکر می کنم.چرا؟چون همه این اتفاقا باعث شد تورو پیدا کنم!درسته تو نذاشتی زندگیمونو بسازیم ولی فکر کردن به تو بهم ارامش میده!!!خدا رو شکر می کنم که حداقل به خودم ثابت شد که دلم چقدر پای حرفش وای میسته!!!

به خودم می بالم!چون میدونم تو این رابطه اشتباه نکردم!صدبار دیگه هم به دنیا بیام بازم تورو انتخاب می کنم!

نمی دونم اخر این قصه چی میشه!!!فقط از ته ته ته دلم از خدا می خوام که اگه بهم رسیدیم و یا نرسیدیم وقتی تنها نشستیم جلو اینه یاد این روزا نیفتیم!!!دوست ندارم پشیمون بشیم که چرا همو از دست دادیم!!!


نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت 23:3 توسط khashi|

s4.picofile.com/file/7732822575/4cnlyk6.jpg

نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1392ساعت 23:46 توسط khashi|

     

ديـگـــر ..


نـه بـــحـــث مـيـکـنـــم !

نـه تـوضـيــــح مـيـخـــواهــم!

نـه تـوضـيـح مـيـدهـــم !

نـه دنـــبـال دلـيـل مـيـگـردم !

فـقـط نگاه ميكنم،


سـکـوت مـيـکـنـم 


سـکـوت مـيـکـنـم 


سـکـوت مـيـکـنـم 


سـکـوت مـيـکـنـم ....

نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1392ساعت 13:10 توسط khashi|


به سلامتی همه اونایی که

اونقدر دلشون گرفته که خواب به چشماشون نمیاد !

.

اونا که با اینکه میدونن طرفشون راحت راحت خوابیده ،

بازم هر چند دقیقه زیر چشمی موبایلشونو نگا میکنن،

.

.

.

که شاید یه اس ام اس روشنش کنه !!!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392ساعت 9:8 توسط khashi|

میﺪﻭﻧﯽ ﮐﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ؟ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻣﯿﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ... ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﯽ ... ﻣﯿﺮﯼ ﺗﻮ ﺗﺨﺘﺖ ﻭ ﻃﺎﻕ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ... ﺑﻪ ﺳﻘﻒ ﺧﯿﺮﻩ ﻣﯿﺸﯽ ... ﮐﻪ ﻫﺮﺷﺐ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺮ ... ﺗﺎ ﺍﺧﺮﺵ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﭽﺴﺒﻪ ﺑﻪ ﮐﻒ ﺯﻣﯿﻦ _ ﺗﻮﺭﻭ ﺧﻔﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ... ﺑﻐﻀﺖ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﮐﻠﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺯﯾﺮ ﭘﺘﻮ ... ﺑﺎ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﮔﺮﯾﺘﻮ ﻗﻮﺭﺕ ﻣﯿﺪﯼ ﺗﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﺸﻨﻮﻩ ﺻﺪﺍﺗﻮ ... ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ ... ﺍﻣﺎ ... ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﺸﯽ ... ﯾﻬﻮ ﺻﺪﺍﺵ ... ﭼﻬﺮﺵ ... ﺣﺮﻓﺎﺵ ... ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﺵ ... ﻣﯿﺎﺩ ﺟﻠﻮ ﭼﺸﻤﺎﺕ ... ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﯾﻪ ﻓﯿﻠﻢ ... ﺍﻭﻧﺠﺎﺱ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ... ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﺶ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﯿﺮﻭﻧﺖ ﺑﯿﺎﺭﻩ
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 11:54 توسط khashi|

اگر روزی داستانم را برای کسی نقل کردی بگو:


بی کس بود،اما کسی رو تنها نذاشت.

دلشکسته بود،اما دل کسی رو نشکست.

کوه غم بود،ولی کسی رو غمگین نکرد.

و شاید بد بود ولی برای کسی بد نخواست…

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1392ساعت 19:25 توسط khashi|

هرچقدم بد باشیا نمی دونم چرا نمی تونم ازت دل بکنم!!!!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 22:26 توسط khashi|

ای خدا دقیقا داری با زندگی من چیکار می کنی؟؟؟؟این شل کن سفت کنا چیه دراوردی؟؟؟؟

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1392ساعت 21:36 توسط khashi|

نمیدونم!!!واقعا نمی دونم!!!

عاطی میخوام اعتراف کنم که تنها کسی هستی که واسم غیر قابل پیشبینی هستی!!!

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1392ساعت 12:54 توسط khashi|

این روزها دلم اصرار دارد

فریاد بزند؛

اما . . .

من جلوی دهانش را می گیرم،

وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!! 

این روزها من . . .

خدای سکوت شده ام؛

خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،

خط خطی نشود . . .!!!

نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1392ساعت 11:8 توسط khashi|

بعضی وقتا خیلی جای خالی یه پدر واقعی رو حس میکنم.یه پدر که وقتی کم میاری بهت بگه من پشتتم.همیشه دلت بهش گرم باشه.بدونی که اگه اشتباه کنی اون هست که جبران کنه.یا حداقل راه و روش زندگیو به ادم بگه،از تجربه هاش بگه که مجبور نباشی همه چیو خودت تنهایی تجربه کنی!!!هیییییی روزگار!

قدر پدراتونو بدونید.البته اگه اونا هم قدر شمارو می دونن.نه مث پدر من که...

نوشته شده در شنبه دوم آذر 1392ساعت 23:58 توسط khashi|

مـــَــن هَــــر روز وَ هَـــر لَـــحـظِـه نِــگَــرانـِت می شَـوَم

کِه چـِه می کُنی؟

کُجایی؟

دَر چِه حالی؟

پَنجِرِه اُتاقَم را باز میکُنَم وَ فَریاد می زَنَم

تَنهاییت برای مَن

غُصه هایَت بَرایِ مَن

هَمهِ بُغض ها وَ اَشکهایَت بَرایِ مَن

تـو فَـقَـط بِخَند

آنقَدر بُلند کهِ مَن هَم بِشنَوَم

صِدایِ خَندِه هایَت را

صِدایِ هَمیشهِ خوب بودَنَت را...

http://up.funyfun.ir/up/funyfun/images/92_03/6Love_www.funyfun.ir_.jpg

نوشته شده در جمعه یکم آذر 1392ساعت 12:55 توسط khashi|

خَستــ ــه ام....!

امــــا تَحمـُـ ــل مـی کُنــم...

خُــ ــدایـــا روزِگـ ــارت با

من و زندگیــــ ام بـَـ ـد تـــا کـــرد...!


نوشته شده در جمعه یکم آذر 1392ساعت 12:46 توسط khashi|

نمی دانستم نبودنت کودکم می کند..


آنقدر که ساعت ها گوشه ای بنشینم و با همه قهر کنمــ  .نمیــــدانــــی!
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
پشتــــــــ ایـن چهــــره ی آرام،
در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد!
نـــه نمیــــدانــــی!
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
ایـــن آرامــش ظــاهــر و ایــن دل نــا آرام
چقــــدر خستـــــــه ام میـــکنــد…!  چرا نیستی.

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 22:56 توسط khashi|

ی کد فال ازدواج گذاشتم تو وبلاگ.که مشخصات ماه تولد عاطی دقیقا با 99 درصد اخلاق عاطی یه جوره.جالبه!!!تا حالا انقدر دقیق ندیده بودم!!!!!!!!!!!

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 0:13 توسط khashi|



♥ عاشورا هر روز در کربلای دلمان اتفاق می افتد ♥


♥ کوشش کنیم حسین دل، به دست یزید نفس، تشنه لب شهید نشود ....♥

 

♥ حسین کسی است که به آزادی روح داده و به «بعضی ها» نان ....♥

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 23:32 توسط khashi|

تو این مدت که این اتفاقا افتاد سعی کردم عصبانی نشم سعی کردم که بی احترامی نکنم کسیو کوچیک نکنم پل های پشت سرمو خراب نکنم کارهایی که انجام دادم منتشو نذارم.خیلی سخت بود خیلی!مخصوصا کنترل عصبانیت خیلی سخته.الانم اصن پشیمون نیستم.

میدونی اصن اصن از هیچی پشیمون نیستم.اگه هزار بار هم بریم عقب بازم باهات دوست می شدم.چون تو بهترینی.هرچیزی گفتم از ته دلم بوده تا اخرشم پای حرفام هستم.چون مردم.مرد باید پای حرفش واسته!

دوستت دارم

تقدیم به تو عشقم

نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 23:29 توسط khashi|

مى خواهى بروى؟

 

بهانه مى خواهى؟!

 

باشد... بگذار من بهانه را دستت دهم!

 

برو و به هر كس که پرسيد چـــرا؟

 

بگو لجوج بود؛

هميشه سرسختانه عاشق بود!

 

بگو فرياد مى كرد؛

 

همه جا فرياد مى كرد که فقط مرا مى خواهد

 

بگو دروغ مى گفت؛

 

مى گفت هرگز ناراحتم نكردى!

 

بگو درگير بود؛

 

هميشه درگير افسون نگاهم بود!

 

بگو بی احساس بود؛

 

به همه فریادها، توهین ها و اخم هایم، فقط لبخند می زد!

 

بگو او نخواست؛

 

نـخـواسـت كـسى جـز مـن در دلـش خـانـه كـنـد...

 

اینها برای رفتنت کافیست...؟!

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 23:58 توسط khashi|


آخرين مطالب
» 
» 
» 
» 
» مطمئنم یروزی میای اینارو می خونی
» 
» 
» 
» 
» 


 Design By : Pichak